مراسم ها و مناسبات

رقص محلی سبزوار یکی از جلوه های تاریخ و فرهنگ کهن منطقه غرب خراسان رضوی است. که از سبک خاص زندگی مردم این ناحیه در طول دوران نشأت گرفته است.

پژوهش های تاریخی قدمت سبزوار را تا حدود 12 هزارسال تخمین زده اند.
بدیهی است شهر و منطقه ای با این قدمت کهن از مجموعه ای از آداب و رسوم برخوردار است، که هریک از این آداب و رسوم کهن روایتگر برگی از برگ های تاریخ و فرهنگ اصیل این منطقه خواهند بود.

null
null

نوروز

null
null

چولی چغل

null
null

نمایش بزم و رزم اسب چوبی

null
null

شاهنامه خوانی

null
null

خال گردن

null
null

جشنواره ی آدم برفی

null
null

آیین اوبجه

null
null

نخل گردانی

null
null

چهارشنبه سوری

  • نمایش آیینی چاولی چغل بیشتر توسط بچه ها صورت می گیرد. بزرگترها لباس های مندرس و کهنه رابر تن چاولی می کنند و به این وسیله از خداوند می خواهند که باران ببارد و شادمانی را به آنها هدیه کند تا بتوانند بر تنشان لباس نو بپوشانند.

  • در حقیقت چاولی وسیله ای است که برای آبکش یا جدا سازی غذا و محتویات آن در داخل دیگ استفاده می شود و این ابزار در دراز مدت به عنوان نمادی بر دعای باران استفاده می شود.

  • چاولی از دو قسمت دسته و آبکش تشکیل می شود ودر آثین چاولی چغل،بر دسته چاولی چوبی به صورت افقی بسته می شود که دست های عروسک را تشکیل می دهد و قسمت آبکش چاولی،سر عروسک می شود. کاربد چاولی ،کفگیر چوبی در مراسم مذهبی به صورت وارونه است که در نمایش چا ولی بر عکس می شود.

null

وقتی چاولی چغل به درب منازل دامداران،چوپانان و...برده می شود بچه ها می
خوانند

چاولی چغل بارو کو/ صدمن گندم ارزو کو

گندما د زیر زاله/ از توشنیا مو ناله

الله بته به رحمت/ صلوات بر محمد

  • نمون آوایی

    هم صدایی بچه ها با خواندن شعر چاولی چغل نمون آوایی این نمایش آیینی را شکل می دهد که در فضای کلی روستا طنین انداز می شود و با شنیدن این آواها ویا دیدن عروسک باران لبخند بر لبان اهالی جاری می شود و امید به بارش باران بیشتر می شود.

  • نمون گفتاری

    صلوات نمون گفتاری این نمایش آیینی است که توسط هرکسی که صدای چولی چغل خوانان را می شنود فرستاده می شود و از آنجایی که ذکر صلوات رحمت همراه خود دارد خداوند باران رحمت اش را بر بندگانش نازل می فرماید.

  • نمون چشایی

    طبخ نان تازه مخصوص ، توسط پیر زنان روستا از آردهای جمع آوری شده توسط چاولی چغل گردانان که بهد بین تمام بچه ها تقسیم می شد نمون چشایی این آیین است .

شاهنامه خوانی
شاهنامه خوانی
شاهنامه خوانی
شاهنامه خوانی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
  • آئین اسب چوبی سبزوار مربوط به زمان مغولان است و در گذشته ایرانیان از طریق رقص های محلی هم دختران و هم پسران خود را برای رزم آماده می کردند. محمد عبدالله زاده ثانی در رابطه با چگونگی شکل گیری این آئین گفت : در زمان حکومت مغولان که اجازه رزم آموزشی و تمرین منش های پهلوانی به جوانان داده نمی شد تنها راه آموزش از طریق این رقص ها بود .

    از سویی به دلیل آنکه مغولان به حدی از گستاخی رسیده بودند که به صورت گروهی یا تک نفره به مراسم ها و جشن های عروسی حمله می کردند و با کشتن داماد ، عروس را می دزدیدند. مردم سبزوار برای آمادگی در مقابل چنین تجاوزاتی از طریق برگزاری مراسمی مثل اسب چوبی جنگیدن و نحوه مقابله با دشمن را تمرین می کردند. در این مراسم ها اسب چوبی نمادی است از تک سواری که می آید اگر تک سوار دوست باشد از آن استقبال می شود و اگر دشمن باشد توسط مردم از بین می رود.

    غرفه ای از موزه مردم شناسی سبزوار نیز به معرفی آیین اسب چوبی اختصاص یافته است.

  • اجزا و نحوه ساخت اسب چوبی :

    اسب چوبی از دو مستطیل و دو دایره که محیط بر مستطیل است، یک دایره که در اصطلاح محلی به آن “قلبر” گفته می شود و بازیگر در آن قرار می گیرد و دو بند که به اسب وصل شده و آن را بر شانه بازیگر قرار می دهدتشکیل شده است.طبق تعریف وی در اطراف فضای مستطیل شکل هم پارچه قرار دارد که تا پای بازیگر را می پوشاند، گردن اسب که به بدن اسب وصل می شود و سر اسب چوبی که معمولا از پارچه است دیگر اجزای اسب چوبی است.بازیگر در میان قلبر قرار می گیرد و با حرکات پا و فریاد همراه با سازها و آواهای محلی نقش آفرینی می کند، حرکات دست ،پا ، شور گرفتن و ضربات چوب بازی بازیگر دقیقا حرکات و حالت یک شمشیر زن یا حرکاتی مانند زمان درو گندم و شکر گزاری خداوند است.برای ایجاد توازن در حرکت اسب چوبی از سازهای کوبه ای مانند سرنا و ساز هم استفاده می شود.

  • ابوالفضل طبسی کارگردان نمایش آئینی بزم و رزم، درجشنواره تئاترخیابانی مریوان ، جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.

  • اسب چوبی بزرگترین نماد همبستگی و پیوند سبزوار است البته منظور از سبزوار در اینجا نه تنها سبزوار جغرافیایی کنونی بلکه اقلیم فرهنگی سبزوار است که بر اساس گسترش فرهنگ سربداران از منطقه شمال ایران تا مناطق شرق ، جنوبی و قسمت هایی از کشور روسیه سابق را شامل می شود و اوج گیری گسترش فرهنگی سبزوار در دوران سربداران است.

    مبداء آئین زیبای اسب چوبی سبزوار است ولی در شهر های اطراف چون بردسکن ،نیشابور ،بیارجمند و حتی ترکمنستان و تاجیکستان هم این مراسم اجرا می شود.

  • امروزه آئین اسب چوبی به عنوان یک مراسم مضحک و خنده دار در جشن های عروسی و ختنه سوران استفاده می شود .

    خوشبختانه در سبزوار هنوز هم نشانه هایی از رقص ها و آئین های محلی وجود دارد چنانکه در مراسم جشن های عروسی، استفاده از رقص های محلی همچنان پا بر جاست هرچند ممکن است افراد بطور کامل ندانند حرکات دست و پا در این رقص ها نشانه چیست و در گذشته این حرکات به چه دلیل انجام می شده ولی مردم سبزوار همچنان رسوم گذشتگان خود را حفظ کرده اند.

  • آئین اسب چوبی هم اکنون در مراسم جشن و سرور ، عروسی ها، ایام عید نوروز و همچنین در یکی از بزرگترین نمایش های آیینی ،میدانی با عنوان “غم بارا شادی بیا” در آخرین چهارشنبه سال در برخی روستاهای این شهرستان از جمله روستای طبس سبزوار اجرا می شود.

    آئین “اسب چوبی” تا کنون توسط هنرمندان شهرستان سبزوار در جشنواره های منطقه ای ، کشوری، جشنواره فیلم فجر و حتی درکشورهای آلمان و روسیه به اجرا در آمده که افتخاری برای این شهرستان است.

اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی
اسب چوبی

(نمایشگاه بین المللی تهران اسب چوبی)

آیین خال گردن
  • null

آیین خال گردن
  • null

آیین خال گردن
  • null

آیین نخل گردانی در سبزوار بنا به وجود نخلهایی که تاریخ ساخت دارند به حدود 500 سال قبل یعنی به قرن 9 هجری برمی گردد.

آیین نخل گردانی از صبح روز عاشورا همزمان با برآمدن آفتاب آغاز می شود و در این زمان سینه زنان و زنجیرزنا ن همراه با کاروان امام حسین (ع) حرکت خود را آغاز می کنند. در ابتدای کاروان نمادین، امام حسین (ع) و یارانش سوار بر اسب و لباسهای سبز و در جلوی کاروان قمر بنی هاشم با علم خود حرکت می کند پشت سر کجاوه ها با شتر و اسب و پشت سر آنان لشکریان جان بر کف امام حسین (ع) با نیزه ها و بعد سواران اشقیا و سران و سرداران لشکر یزید با نیزه های بلند هل هله کنان حرکت می کنند.

نخل از یک چارچوبه چوبی یا آهنی تشکیل شده که پوشش آن از پارچه ساده سیاه است. که روی نخل با قالیچه ها، کتیبه ها و پارچه هایی که زنهای هنرمند از گذشته بنا به نذرهایی که دارند آن را با ظرافت و اعتقاد به نام اسامی ائمه اطهار و اباعبدالله قلاب دوزی می کنند، پوشیده می شود. و به این نخل، درای (زنگ ها) آویزان می شود و یک نفر در داخل، این زنگ ها را در حین حرکت به صدا در می آورد که صدای این زنگ ها یادآور نوای شترهای کاروان اباعبدالله الحسین(ع) است.

فرد دیگری که بر بالای نخل سوار است به نام چاوش معروف است و شعرهای مرتبط با سید الشهدا و حماسه عاشورا را با نوای خوش می خواند و مردم در اطراف صلوات می فرستند.

هر کدام از افراد زیر نخل دارای یک جایگزین هستند و افرادی با جلیقه هایی مخصوص این نخل را حمل می کنند و در حین حرکت زمانی که احساس خستگی کردند با گفتن “یا الله”جای خود را به دیگری می دهند.

اندازه نخل بسته به وسعت شهر یا روستا فرق می کند و هر سال بنا به قدمتی که دارند مرمت می شود و بزرگترین نخل در شهرستان نخل مزینان (از توابع بخش داورزن سبزوار) است که بالغ بر 80 نفر زیر نخل جای می گیرند.

سوگواران حسینی با اعتقاد، صادقانه و با اشک نخل را حمل کرده و در اماکن متبرکه و بین دسته های عزاداری این نخل را می چرخانند.

  • null

  • null

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است. که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.

برگزاری چهارشنبه سوری به این صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند. و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند. و در روستاهای سبزوار با برپائی آتش که بیشتر گون و یا جمع آوری آلودگی باغات بود بعد از پریدن از روی آتش می گفتند:

 غم بارا شادی بیا   محنت بارا روزی بیا    سال نو بیا خوب بیا  محنت بارا شادی بیا    

بعداز پایان آتش ، زن خانه خاکسترهای آتش را جمع آوری کرده و به بیرون ، به دور دست می برد. و اهالی خانه از او سوال می کردند:

به کوج مری ؟ به کیچه مری ؟! درد و بولای خنه مار و بیری از خنه بابور 

خاکسترهارا به بیرون از خانه می برد. و در سرگذری بادگیر می گذاشت که باد آنرا با خود ببرد و یا در آب روان می ریخت تا که آب خاکسترهارا ببرد ، وقتی به خانه برمی گشت و درب میزد:

بزرگ خانه می گفت: کیستی

زن: مویوم

مرد: از کوج می یی ؟!

زن : از عریسی

مرد : چیش اووردی ؟

زن : تندرستی

  آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را ، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خون خواهی شهیدان کربلا قیام کرد. برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند. و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

(آیین چوب بازی)

(آیین کوزه شکنی)

نوروز از قدیمی ترين جشن هايي است كه با همكاري 12 كشور به عنوان يك ميراث معنوي در يونسكو و سازمان ملل متحد به ثبت رسيده. و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري سعي دارد تا با برگزاري جشن هاي نوروزگاه زمينه را براي پاسداشت بيش از پيش آئين هاي نوروزي فراهم كند.

سبزوار از جمله شهرستان هايي است كه تنوع برگزاري جشنهاي نوروزگاه در آنها داراي قدمت طولاني بوده و از تنوع زيادي برخوردار است.

آیین های عید نوروز به هزاره سوم پیش از میلاد باز می گردد و در ایران باستان شبی نزدیك به شب تحویل سال را جشن می گرفتند و از آن به عنوان سور آخر یاد می كردند. پس از ورود اسلام روزهای ماه به چهار هفته تقسیم شد و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال شد و از این پس سور آخر سال به ‘چهارشنبه سوری ‘ تغییر نام داد.

شب چهار شنبه سوری مراسم مختلفی در نقاط مختلف شهرستان سبزوار اجرا می شده است. از جمله بعضی معتقد بودند، در این شب و روز روح درگذشتگان آزاد است و به سراغ خانه های دنیوی خود می آیند. به همین دلیل غذایی به نام ‘عَلَفه’ می پختند و همراه با كاسه آبی پشت بام خانه ها قرار می دادند تا روح مردگان از آن استفاده كند! برخی نان را به صورت قلفی پخته و به روغن زرد آغشته و از سمت بالا به پائین روستا بین مردم پخش می‌كردند. و مردم فاتحه ای برای شادی ارواح می‌خواندند. بعضی دیگر نان روغن زردی را بالای پشت بام می‌انداختند، كه روح مرده تغذیه كند چرا كه معتقد بودند درگذشتگان روزی می‌خورند.

در بیشتر مناطق سبزوار در این شب نوعی ‘آش مخصوص’ تهیه می شود كه به آش ‘ جوش بره ‘ معروف است. در این آش به جای رشته از خمیری كه به قطعات كوچكتر تقسیم شده استفاده می كنند و برای پختن آن ابتدا تركیبی از سبزی های خاص محلی را باهم جوشانده و عصاره آن را داخل قطعه خمیر های كوچك می گذارند. سپس آن را با هم می جوشانند و پس از پخته شدن آش را با ماست تركیب كرده و می خورند و برای سفره عید نوروز هم نگه می دارند.

این رسم هنوز هم در سبزوار در آستانه نوروز اجرا می شود و جوانان و نوجوانان این شهرستان بیگانه با آن نیستند. از جمله دیگر مراسمی كه در این شب اجرا می شد ‘شال اندازی’ است در مراسم شال اندازی فردی آشنا یا غریبه بر بام خانه رفته و شال خود را از دریچه ‘هورنو’ ( نورگیر خانه ، دریچه ی خانه هایی كه سقف آن گنبدی شكل بوده) به كرسی خانه می انداخت. اگر صاحبخانه صاحب شال را نمی‌شناخت آن قدر شال را می‌كشید كه مرد شال را رها كند و اگر زورشان نمی‌رسید برای او تنقلات مثل برگه‌ی زردآلو ، هلو و بعضی قند و پول و غیره می‌بستند.

(آیین ملاقه زنی استقبال از بهار)

(آیین اسپند گردانی استقبال از بهار)

چشم آرو
چشم آرو
چشم آرو
چشم آرو
مقابله خوانی
آیین کلاه بافی
فهرست